خیلی ها این وبلاگ را و حتی نویسنده اش را با نام شعبون بی مخ های جاسبی می شناسند.
موضوعی که از سال 1386 و در روند حضور در جلسات نقد به عنوان خبرنگار برایم تازگی داشت، که افرادی خاص و تکراری در برنامه های نقد دانشگاه آزاد شرکت می کردند و برنامه را بهم می ریختند.
کاری نداریم که از همین شعبون بی مخ ها یکی شد ریییس دانشگاه آزاد اسلامشهر، یکی رفت واحد لبنان، یک سری مجور تشکل گرفتند، عده ای بورس شدند و عده ای هم کارمند آنجا شدند.
هر از گاهی که این شعبون بی مخ ها رو هم می دیدم، مثلا همین آقای طلایی که دست روی دهانش در عکس امروز نمی گذارد بفهمم که دندانش را درست کرده یا نه. همین آقای طلایی را در خیابان ولیعصر با پارچه سبز در شب های انتخابات دیدم و ازش فیلم هم گرفتم که البته هنوز منتشر نکردم.
امروز چهارم خرداد هم حماسه دانشجویان در مقابل دفتر جاسبی رقم خورد. شعبان بی مخ ها باز هم بودند، اما من دیگر از رو رفته بودم. اعتراف می کنم انگیزه ای دیگر برای این که اینها را معرفی کنم ندارم.
چون طبق اخبار موثق از درج تصویرشان در این وبلاگ برای ترقی در دانشگاه آزاد استفاده می کنند.
این دو سه تا عکس هم من باب تبرک! گذاشتم که ببینید ماجرا ادامه دارد هنوز...